«به موسوي و كروبي تلفني گفتم قبل از آن كه آقا به نمازجمعه تشريف ببرند شما مطالب تان را بنويسيد و به آقا بدهيد و اگر به انتخابات اعتراض داريد، بگوييد تخلف شده اما شما تعيين تكليف كنيد و ما نظر شما را مي پذيريم. من به آنها گفتم اين كار به نفعتان است ولي متاسفانه اين كار را نكردند.»
كيهان نوشت: اينها جملات سيدمحمدخاتمي است كه ضمن ملاقاتي با حجت الاسلام حسين ابراهيمي نماينده مجلس عنوان شده است. ابراهيمي در گفت وگويي به ديدار چندماه پيش با خاتمي اشاره كرده و گفت: افرادي از كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در اين ملاقات حضور داشتند.
ابراهيمي گفت: اين روش كه بخواهيم دو خواسته اي را با آشوب و اغتشاش پيگيري كنيم و به سرانجام برسانيم، به هيچ وجه قابل قبول نيست. اين قانون شكني احساسات مردم را جريحه دار كرد.
اظهارات ابراهيمي در حالي است كه منابع غيررسمي اخيراً اعلام كرده اند خاتمي در نامه اي به محضر رهبر معظم انقلاب، از مواضع ساختارشكنانه و لجاجت و تندروي موسوي و كروبي ابراز برائت كرده است. اخبار تائيد نشده ديگري هم از طرح انتقادات مشابه توسط خاتمي در جلسات اخير مجمع روحانيون حكايت مي كند. انتشار اخباري حاكي از مصلحت انديشي و فاصله گذاري خاتمي با رويكرد به بن بست رسيده موسوي و كروبي طي چند روز اخير باعث شد سايت هاي افراطي، ديروز خبر ملاقات يك هفته پيش برخي از عناصر زنداني آزاد شده با خاتمي را بدون اشاره به زمان اين ملاقات منتشر كنند! البته در اين خبر نيز خاتمي با وجود طرح برخي انتقادها بر لزوم پايبندي به قانون اساسي تاكيد كرده و از همراهي با افراطيون و ساختارشكنان ابراز ناخشنودي مي كند.
برخي رسانه هاي ضد انقلاب در تحليل هاي اخير خود تاكيد مي كنند خاتمي با وجود همراهي هاي اوليه، حاضر نيست تا آخر با ساختارشكنان همراهي كند و هزينه بدهد.
خاتمي در برخي ملاقات ها تصريح كرده كه موسوي سرمايه به زحمت اندوخته اصلاح طلبان را ظرف چند ماه سوزاند و راه بازگشت به حاكميت را به كلي مسدود كرد.
بر خيز كه بوي كربلا مي آيد
بوي غم و ماتم و بلا مي آيد
هشدار ! صداي خولي و شمر و يزيد
از فتنه سبز كودتا مي آيد
وبلاگ آهستان: اين تصاوير مربوط است به بخشنامهي آقايان ميرحسين موسوي و عبدالله نوري، مبني بر جمع آوري تصاوير و عكسهاي آقاي منتظري از نهادها و ادارات و سازمانهاي دولتي. هيچ توضيح اضافي براي اين بخشنامهها لازم نيست، چون هر دوي آنها به خوبي گويا است. نكته اينجاست كه صادر كنندگان اين بخشنامهها هر دو از مدعيان خط امام هستند. مخصوصا آقاي موسوي كه هنوز هم خودش را نخست وزير امام ميداند و منت آن سالها را بر سر مردم ميگذارد.
از دو حال خارج نيست و شكل سومي هم وجود ندارد. مدعيان خط امام، يا هنوز به امام وفادارند و به دستورات و نصايح و سفارشات و وصيتنامهاش پايبندند و يا اينكه به مرور زمان به اين نتيجه رسيدهاند كه بعضي از دستورات امام خميني، اشتباه بوده و آنها را بايد كنار گذاشت! اگر ادعا ميكنند كه هنوز به امام و خط امام وفادار هستند، پس چرا رفتار امروزشان چيز ديگري را نشان ميدهد؟ و اگر بعضي تصميمات امام را قبول ندارند، كه با ادعاي خط امامي بودنشان منافات دارد!اين تناقض را چطور حل ميكنند؟!
معناي وفاداري به امام و خط امامي بودن فقط اين نيست كه هركجا به نفعمان باشد، خودمان را يار و ياور هميشگي امام و فرزند محبوب و نخست وزير امام بناميم، اما وقت عمل كه شد، عكس دستورات امام عمل كنيم و با دشمنان و مخالفانش متحد شويم!
والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را سادهلوح ميدانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيلكرده كه مفيد براي حوزههاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و ميدانيد كه از تكليف خود سرپيچي نميكنم.
رويدادها و حوادثي كه در گذر زمان، رخ مي دهد و پس از چندي به مسئله اي به نام «تاريخ» تبديل مي شود، اگر همراه با روشنگري وبازكاوي هوشمندانه نباشد، گردي به نام «تحريف» بر تارك تاريخ مي نشاند كه نه تاريخ كه «شبح تاريخ» نام دارد و در واقع «دستكاري در تاريخ» و «قلب حقيقت به نفع واقعيت!» خواهد بود.
امام راحل (ره) هوشمندانه چنين روزهايي را مي ديد كه هشدار داد: «ما كه هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را كه در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است، دنبال مي كنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگان را مي بينيم كه با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند و به حكم مخالفت با اساس نمي خواهند واقعيت را تصديق كنند و قدرت اسلام را نمي توانند ببينند، و شكي نيست كه اين نوشتجات بي اساس به اسم تاريخ در نسل هاي آينده، آثار بسيار ناگواري دارد. درست آنچه را امروز براي ما روشن و واضح است، براي نسل هاي آينده مبهم مي باشد؛ و تاريخ، روشنگر نسل هاي آينده است، و امروز قلم هاي مسموم در صدد تحريف واقعيات هستند، بايد نويسندگان امين اين قلم ها را بشكنند.» (صحيفه نور جلد 3- ص 435)
لازم به توضيح است كه حضرت امام با وجود اصرار زياد بر انتشار اين نامه از رسانه ها، با تقاضا و صلاحديد مسئولان كشور مبني بر عدم انتشار در آن زمان موافق فرمودند. با اين حال، براي اولين بار نسخه اي از آن توسط حجت الاسلام فاكر در اختيار روزنامه جمهوري اسلامي قرار گرفت و در تاريخ 1/9/76 در روزنامه مذكور به چاپ رسيد و مورد تأييد دفتر نشر آثار امام نيز قرار گرفت و در سال 1378 در ضمن كتاب صحيفه امام به چاپ رسيد.....
محضر مبارک حضرت مستطاب آیت الله العظمی جناب آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت افاضاته
با سلام و تحیت، پیش از پرداختن به موضوعات اصلی لازم میداند نکاتی را یادآور شود:
الف: از آنجاکه یکی از ویژگیهای حضرتعالی صراحت لهجه است، انتظار داریم که از برخورد صریح و دور از مجاملة ما نرنجید و آنرا حمل بر جسارت و اسائه ادب نکنید.
ب: این نامه را افرادی به محضر عالی مینویسند که در درازای نهضت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و تا به امروز از علاقمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالی به ثبوت رسیده است و علاوه بر اعتراف به مقام علمی شما از نظر مقاومت و از خود گذشتگی و تحمل رنجها و فشارها شما را اسوه و الگوی کم نظیر دوران خفقان رژیم ستم شاهی میدانند و در این نگارش جز خیر خواهی و صلاح اندیشی و تذکرات مشفقانه و پیشگیری از ضربه و لطمة ناهنجار به مقام والای آنجناب نظر و اندیشه ای ندارند.
ج: این نامه، پس از دیر زمانی بردباری و خویشتن داری در برابر یک سلسله برخوردها و موضعگیریهای سئوال برانگیز جنابعالی که برای ما در خور توجیه نبوده است، به حضور عالی نگارش شده است. امید است که آنرا بر پایه احساسات آنی، جوانی و حساب نشده نانگارید و توجه داشته باشید که در پی دیر زمانی اندیشه و بررسی همه جانبه ، به تقدیم آن ناگزیر شدیم . با وجود این اگر شیوه نگارش دون شأن آن مقام معظم است ، پوزش می خواهیم چون ما را از آن گریزی نبوده است . والعذر عند کرام الناس مقبول .
د : شما توصیه می فرمایید که : « لازم است مردم و کسانی که انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهای خود را بزنند » امید است که به ما به عنوان سربازانی که در راه اسلام و انقلاب اسلامی- انشاء الله- فداکاری و خدمتگذاری کرده و می کنند ، این رخصت را بدهید که دور از هر گونه سانسور ، انتقاد و نظریه خود را لااقل در نامه ای در بسته ، به حضور عالی بنگارند ...........
وقتي پست (پاسخ مرادي به خواجه زاده) رو روي پريشان مي گذاشتيم پيش بيني مي كرديم كه هر دوی آنها آشفته و عصباني
بشن ولي باور كنين اصلاً فكرشم نمي كرديم اين قدر ضايع بازي در بيارن
!
هر كسي كه فقط يه كم آي كي يو داشته باشه
و اهل سر زدن به وبلاگاي كازروني باشه مي فهمه كه آقي مرادي (مروت و مدارا) و آقي خواجه زاده (بابونه) هر دو تاشون از نظر سياسي چپ هستند و خيلي وقتا نون قرض هم مي دن
و وبلاگ پريشان هم تا حالا چندين مرتبه مطالب هر دوتاشونو نقد كرده (البته بيشتر بابونه).
ما اين دفعه بعد از نقل داستان آقي مرادي تصميم گرفتيم با يه ابتكار جالب با يه تير دو تا نشون بزنيم يعني هم به سياه نمايي هاي بابونه جواب بديم و علاوه بر اون يه مصداق كاملی براي داستان مرادي از جناح خودش براش معرفي كنيم. برا همين متن اين دوتا رو كنار هم گذاشتيم.
اما اصلن فکر نمی کردیم بجای دو نشون سه تا نشونو با یه تیر بزنیم!![]()
به نظرمون هر آدمي كه آي كي يوش پايين نبود
و پست ابتكاري پريشان رو مي خوند به راحتي مي فهميد كه منظور پريشان اين نيست كه واقعا مرادي به خواجه زاده جواب داده و مي فهميد كه منظور پريشان اينه كه خواجه زاده يه نمونه از نقش اول داستانيه كه مرادي تعريف كرده........
پريشان: آقاي خواجه زاده يه مدت قبل توي وبلاگ خودش (بابونه) يه متن غمناكي نوشته بود كه سياه نمايي از هيكلش مي باريد! خواستيم جوابش بديم كه يه دفعه آقاي مرادي دوست آقاي خواجه زاده مثل كسي كه فكر ما رو خونده باشه يه متني گذاشت تو وبلاگ خودش (مدارا و مديريت) كه الحق و الانصاف جواب دلچسبي براي درد دل بابونه بود. براي همين تصميم گرفتيم اول متن آقاي خواجه زاده رو يه بار ديگه منتشر كنيم بعد هم متن آقاي مرادي رو بذاريم. به نظر ما گذاشتن اين دو تا كنار همديگه خيلي پيام داره! شما هم بخوانید.
اول: شماها كه از قوه روحاني ميخواهيد بكاهيد و آن را پيش مردم بي ارج كنيد، بزرگ تر خيانت را به كشور مرتكب ميشويد، با رفتن نفوذ روحاني خللهايي در كشور پيدا ميشود كه صدها دادگستريها و شهربانيها، صد يك آنرا نميتوانند اصلاح كنند.
دوم: آقا! قدر اين اسلام و قدر اين روحانيت را بدانيد. شماها نمىفهميد، مطلع نيستيد درست؛ اگر اين طايفه را كنار بگذارند، بعد از پنجاه سال رسم و اسمى از اسلام نخواهد بود... اينها را شما قدرشان را بدانيد. اگر اينها كنار بروند، شماها هيچكارهايد؛ چنانچه از اول هم هيچكاره بوديد... چرا با اينها مىخواهيد مخالفت كنيد؟ ملت است كه دنبال اينها هست؛ و اينها با همراهى ملت دارند كارها را انجام مىدهند... شما هى مناقشه مىكنيد. خلاف خودتان را نمىبينيد؛ خلاف فلان معمم را مىبينيد.
سوم: اين علما اگر نباشند، اسلام از بين مىرود. اينها كارشناسهاى اسلام هستند و حفظ كردند اسلام را تاكنون و بايد اينها باشند تا اسلام محفوظ بماند. اسلام با روشنفكر محفوظ نمىماند. روشنفكرش آن است كه آيه صريح قرآن را مسخره مىكند.
مروت و مدارا نوشته: گفته می شود در همان ساختمانی که دعای کمیل فعالان سیاسی اصلاح طلب برگزار می شده، یك پارتی شبانه هم در حال برگزاری بوده است و هنگامی كه دو نفر از حاضران در پارتی قصد خروج از ساختمان را داشته اند، ماموران از آنها می پرسند شما هم در دعای كمیل شركت داشتید؟ا آنها نیز از ترس بازداشت به دروغ خود را شركت كننده در دعای كمیل نامیدند اما بازداشت می شوند. آنها پس از مشخص شدن هویت شان و اینکه جرمی مانند شرکت در دعای کمیل نداشته اند! آزاد شدند.
پریشان: اولن: اگه پلیس 110 برا دستگیری شرکت کنندهای توی یه پارتی به یه ساختمون می اومد و اتفاقا توی همون ساختمون یه گروه شرور مشغول نقشه کشی برا قتل یه نفر بودن....
لطفا چند دقیقه خودتون رو از تمام گرایشا و تعصبا خالی کنین!
بیاین فرض کنیم که خدای نکرده برا یکی از آخوندای بزرگ و مطرح شهرمون که سنی هم ازش گذشته توی دفترش یک جلسه مهم و خصوصی برگزار کردن!
توی این جلسه یه کیک بزرگ یک متری آوردن و روش جملاتی در تعریف و تمجید از ایشون نوشتن یه شمع هم گذاشتن رو این کیک تا فوتش کنن و مجلس شاعرونه تر بشه !
یه تکه بزرگ از این کیک نصیب هر کدوم از کسایی می شه که تو این جلسه حاضرن!
بعد معلوم بشه که این کیک بخاطر روز تولد این آقا تهیه شده بوده و اصل جلسه هم به همین دلیل برگزار شده! بعد خبرشم توی شهر بپیچه و به آقایون جناح چپ کازرون که دلشون برا مردم (مخصوصن از نوع فقراش می سوزه) برسه !........
در طول ۸ سال اصلاحات انواع و اقسام اهانت ها به دین، نظام و شخصيت ها صورت گرفت اما دريغ از كمترين اعتراض اصلاح طلبها به هم فكران يا هم حزبي هاي خودشان.
وقتي رهبري صريحا از عملكرد مهاجراني اعلام عدم رضايت كرد او تا مدتها بعد از آن به مسئوليت خود در وزارت ارشاد ادامه داد اما امروز تقريبا تمام اصولگرايان بخاطر مشايي به انتقاد از شخص رييس جمهور مشغولند.
واقعا اگر اصلاح طلب ها هم حاضر مي شدند در مقابل اهانت ها و خطاهاي هم فكران خود اعتراض كنند وضعيت آنها به مراتب بهتر از امروز بود!
یکی از شبهاتي كه در جريان انتخابات مطرح شد، بیان این است که چرا رهبر انقلاب پیام تبریک خود را به سرعت و در اولین ساعات پس از اعلام نتایج منتشر کردهاند؛ در حالی که در انتخابات دیگر اینگونه نبود. عدهای پای خود را از این هم فراتر گذاشته و اشکال میکنند که اعلام پیام رهبری پیش از رسیدگی به شکایات به نوعی تمام کردن و غیر قابل تغییر کردن نتایج انتخابات است.
هر چند که پاسخهای منطقی زیادی برای این مسئله وجود دارد- از قبیل اینکه اختلاف آرای رقبا و نیز اطمینان کامل به سلامت انتخابات و امکانناپذیری تخلف گسترده به نحوی که نتایج آرا را به نحو چشمگیری تحت تاثیر قرار دهد میتواند رهبری را به جمعبندی منطقی برساند که چه کسی منتخب خواهد بود- اما مقایسه تطبیقی پیامهای رهبر انقلاب در انتخابات گذشته، کذب و مضحک بودن این شبهه استدلالنما را روشن میکند. اتفاقا پیام رهبر انقلاب اسلامی در انتخابات دهم دیرتر از تمام پیامهای دیگر منتشر شده است.
بعد از اینکه به بابونه جواب دادیم مدیرش پیامی تو قسمت نظرات ما گذاشت که همراه با جواب منتشرش کردیم. چون جوابشو به صورت مستقل منتشر کرد ما هم جوابمونو به صورت مستقل منتشر می کنیم:
جناب عبدالرزاق خواجه زاده
سلام
ما حق طلبيم ولی ساده نيستيم! مناظره كه شاخ و دم نداره! همين كاري كه الان ما مي كنيم غير از مناظره چه اسمي داره؟! شما حرفاي خودت رو مي زني ما هم حرفاي خودمون رو ! ديگرون هم قضاوت مي كنن. تازه ايطوري (مكتوب) فرصت بيشتري برا فكر كردن داري و مي توني سنجيده تر حرف بزني!
مناظره حضوري تنها سودي كه برات داره اينه كه نويسنده پريشون رو بشناسي!
اخوي! اين كه ناراحتي نداره! بناي اين كار رو تو فضاي اينترنت (البته بين كازرونيا) خودت گذاشتي! خود كرده را هم تدبير نيست! به هر حال دير يا زود در قيامت همديگه رو ملاقات مي كنيم و بين ما داوري مي شه. ببينم جلوي خدا هم شعر و كركري مي خواني يا نه؟
ضمنا اختيار پريشون با نويسندشه و هر وقت لازم دید به روز مي كنه! ممكنه يك زموني توي يه روز چندين مطلب بذاره ممكن هم هست چله نگه داره!
نکته آخرم اینکه ما به روش كسي كاري نداريم و خوشمون مي ياد نظرامونو همينجا بنويسيم نه توي بابونه
حكايت نويسنده بابونه و مدير فرهنگيش حكايت خنده داريه! او سعي مي كنه به مطالبي رو بنويسه كه طرفداراي رييس جمهور رو ناراحت كنه تا با اي روش اونا رو مجبور به نوشتن پاسخ برا مطالب خودش بكنه و تو مرحله بعد با توجه به امكان بهره برداري از پنهان بودن اسم و فاميلش (البته امروز ماهيتش برا همه آشكار شده) هرچي دلش خواست به اونا نسبت بده و كسي هم نتونه تهمتاشو پي گيري كنه!
اخيراً يكي از پروژه هاي بابونه شكست خورده و هيچ كدوم از مخالفاي بابونه روي يكي از مقاله هايي كه نوشته بود نظري نذاشتن
برا همين او به روش جديدي برا كشوندن طرفداراي آقاي احمدي نژاد (رييس جمهور 24 ميليوني) به وبلاگ خودش متوسل شده !
او در اين باره نوشته : .............
خبرگزاري فارس: با نزدیک شدن به روز برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، مردم جدی تر از قبل بدنبال انتخاب نامزد مورد علاقه خود هستند. ارزیابی و مقایسه دیدگاه ها و برنامه کاندیداها برای اداره کشور یکی از اصلی ترین روش های شناسایی کاندیدای برگزیده است . اما در شرایط فعلی که کمتر به بیان برنامه ، استراتژی و سیاست ها و اولویت ها پرداخته می شود ، برای شناخت برخی کاندیداها راهی جز بررسی عملکرد و کارنامه کاری ایشان باقی نمی ماند.
گزارشی که پیش رو دارید، بخشی از سخنرانیهای آيت الله هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه سالهای 68، 69 و 70 است. ایشان در این سخنرانیها با ارزیابی و نقد عملکرد دولت آقای میرحسین موسوی، مشکلات به ارث رسیده از این دولت را تشریح کرده است.
مشکلاتی که غالباً مردم خوب ما در آن دوران سخت با صفهای طویل برای گرفتن کالاهای کوپنی، استفاده از گوشتهای یخی، فقدان مواد اولیه برای کارخانهها، کمبود دارو، وجود پزشکان هندی و بنگلادشی، کمبود قطعات یدکی و فرسودگی ماشینآلات کارخانهها، قطع مکرر برق، نبود آب لولهکشی در روستاها، فقدان گاز لولهکشی در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، از بین رفتن تولیدات کشاورزی به علت نبود شبکه صحیح حمل و نقل و توزیع، استقراض از بانکهای خارجی، پائین بودن امید به زندگی و بسیاری از طرحهای نیمه تمام و... در خاطرهشان ثبت کردهاند.....
وقتي به تمسخر كردناي امروز بعضي از چپي ها نسبت به آقاي كروبي برا دفاع از ميرحسين نگاه مي كنم غصم مي گيره! با خودم مي گم اين آقاي كروبي يه زموني توسط تمام چپيا پرستيده مي شد، شيخ اصلاحات و ريش سفيد اونا بود اما امروز بازي سياست كاري كرده كه بايد نظر واقعي خيلي از چپيا (توي تمام اين سالا) نسبت به آقاي كروبي رو توي تمسخراي امروزشون ديد!
قبلا با بعضي از دوستا از مرام چپيا نسبت به همفكراشون تعريف مي كرديم اما امروز فهميدم همش توهمه! خياله! كشكه! قدرت طلبي كه پيش اومد معرفت پر مي كشه! دوست دارم پايان اين بازي اينطور رقم بخوره كه كروبي بازم دوم بشه و بخاطر رفتاراشون و اين اختلاف و نمك نشناسياشون (نسبت به كروبي) بازم چپيا شكست بخورن! اون وقت ديدنشون حال مي ده!
باور كنين وقتي كروبي تو دوره قبل با اختلاف كمي نسبت به احمدي نژاد نتونست بره مرحله دوم و معين هم برخلاف تبليغي كه مي شد كمتر از كروبي راي آورد كلي حال كردم!
خدايا ! چي ميشه اگر دوباره كروبي دوم بشه؟! خدايا ! اگه بجاي كروبي ميرحسين دوم بشه اون وقت كمتر حال مي ده! خدايا ! اصلا از حالشم كه بگذريم اينطوري عبرت انگيزتره ! نيست ؟!
فقط بدون حرف جور و واجور
میخوام بگم سلام رئیس جمهور
میخوام بگم خیلی درستی دکتر
نه دنبال پول و نه پُستی دکتر
فقط تویی که می تونی بسازی
ایرانو بی رشوه و پارتی بازی
اینجا که رای هرکی باسواده
فقط برای احمدی نژاده...
دادن وعده آسونه، قشنگه
مرد عمل دکتره، مرد جنگه
شجاعتش ژنو رو جابه جا کرد
صهیونیا رو کلی کله پا کرد!
خوشم میاد که عاقلی، زرنگی
با مردمت صمیمی و یه رنگی
اگه بخوام خدمتاتو بشمارم
از بسی که زیاده کم میارم
مردم اگه قدر تو رو بدونن
4 سال دیگه هم به پات می مونن
شعرم اگه احساسیه ببخشید
اگه یه کم سیاسیه ببخشید
فقط یه بیت دیگه با اجازه
اگه نگن سر یا ته پیازه!:
مخالفات جملگی دندشون نرم
آقای احمدی نژاد دمت گرم...
این شعر را شاعر جوان کازرونی خانم فاطمه دریایی سروده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار پرشور هزاران نفر از پرستاران، معلمان و كارگران سراسر كشور، اين سه قشر را مهمترين و تأثيرگذارترين قشرهاي جامعه خواندند و با تبيين نقش بي نظير و تعيين كننده ملت در "انتخاب مسئولان مختلف و عرصه مديريتي كشور " فرمودند: برغم تلاش دشمن براي خدشه دار جلوه دادن انتخابات در جمهوري اسلامي ايران، ملت بزرگ ايران، با حضور پرشور و صميمانه خود در انتخابات رياست جمهوري، انتخاباتي مي آفريند كه دشمن را خشمگين كند.
ايشان با يادآوري انتخابات نمايشي و فرمايشي حكومتهاي وابسته قبل از انقلاب افزودند: پادشاهان مستبد قاجار و پهلوي، كشور را مِلك خود و ملت را رعيت خود مي دانستند و در غياب حضور مردم هرآنچه دستگاه قدرت اراده مي كرد از صندوقهاي رأي درمي آمد اما انقلاب اسلامي، ورق را بكلي برگرداند و "مردم " را روي كار آورد.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به نقش تعيين كننده رأي و اراده مردم در قانون اساسي براي انتخاب مستقيم يا غيرمستقيم همه مسئولان كشور خاطرنشان كردند: اين روند در تمامي سي سال اخير با قوت و قدرت ادامه يافته اما دشمناني كه منافع نامشروع آنان در ايران قطع شده است، با ناديده گرفتن يا انكار پديده مبارك و با ارزش حضور مردم در مديريت كشور، همواره تلاش كرده اند به انتخابات ايران خدشه وارد كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي، انتخابات در ايران را در مقايسه با كشورهاي مدعي دمكراسي، آزادتر و پرشورتر دانستند و افزودند: با حضور پرانگيزه مردم، همواره انتخاباتي سالم، متقن و خوبي در ايران برگزار شده اما متأسفانه برخي دوستان بيانصاف و كساني كه جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه كنند، با ناسپاسي، عليه ملت حرف مي زنند و با تكرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زيرسوال مي برند.
رهبر انقلاب اسلامي سلامت همه انتخابات گذشته را نتيجه زحمات مسئولان و ملت برشمردند و افزودند: در يكي دو انتخابات، شبهاتي براي عده اي پيش آمده بود اما تحقيق و بررسي دقيق نشان داد كه خدشه اي به آن انتخابات هم وارد نيست.
حضرت آيت الله خامنه اي با يادآوري نتايج برخي انتخابات گذشته يادآوري كردند: مكرر اتفاق افتاده است كه نتيجه انتخابات به ضرر جناحي كه روي كار بوده تمام شده است، پس چگونه ممكن است كسي انتخابات در ايران را زير سوال ببرد.
رهبر انقلاب اسلامي در جمعبندي اين بخش از سخنانشان تأكيد كردند: انشاءالله همه ملت ايران، به كوري چشم دشمنان، و با شور و علاقه و صميميت در انتخابات رياست جمهوري، به پاي صندوقهاي رأي مي آيند و انتخاباتي مي آفرينند كه دشمن را خشمگين كند.
در پي اعلام حمايت ناطق نوري از مير حسين موسوي در برخي سايت هاي اينترنتي كه به نقل از همين سايت ها در صفحه وبلاگ هاي فارس منتشر شده بود ،دفتر وي خبر توصيه هاي ناطق نوري به خاتمي را از اساس كذب دانست.
متن توضيحات دفتر حجت الاسلام والمسلمين ناطق نوري به شرح ذيل است:
در ساعت 9:45 مورخ 31/1/88 خبري با عنوان "توصيههاي ناطق نوري به خاتمي" از سوي آن خبرگزاري منتشر و بارها به عنوان خبر اول در ساعات مختلف بر روي خروجي آن خبرگزاري انتشار يافت كه اين خبر ضمن آنكه منبع معتبر و مشخصي ندارد از اساس كذب است و اقدامي غيراخلاقي و مغرضانه ميباشد لذا از آن رسانه محترم و ساير رسانههاي رسمي كشور انتظار ميرود در بيان ديدگاهها و نظرات مسئولين كشور جانب احتياط را رعايت كرده و بدون اطمينان از صحت و سقم از انتشار چنين اخباري جدا خودداري نمايند.
دفتر بازرسي مقام معظم رهبري
بابونه توی آخرین مطلب خودش نوشته:
«در اوایل انقلاب و سالها پس از آن ، چه سرمایه هایی ارزشمندی به خاطر نوع پوششان از کشور فراری شدند و یا در کشور ماندند و از خدمت به کشور محروم شدند . تعجب نکنید ، آنها فقط نوع لباس پوشیدنشان فرق داشت و آنهم فقط در کراوات زدن ! اما برای آنها این گناه نابخشودنی! کافی بود که نه تنها گاهی مطرح نشوند بلکه از حقوق اولیه ی اجتماعی نیز محروم شوند.»
به نظر می رسه بابونه که اتفاقا با تاریخ هم سر و کار داره این روزا دچار کم حافظگی شده و یادش رفته که اصلا خیلی از اعضای دولت موقت از جمله مهندس بازرگان (رییس دولت) که از طرف امام منصوب شده بود کراواتی بودن!!!

بابونه گفته کراوات زدن کافی بود تا افراد را از حقوق اولیه اجتماعی محروم کنه واقعا چه حقوق اجتماعی بالاتر از رییس دولت موقت شدن برا یه کراواتی اونم با حکم مستقیم امام و اونم توی اول انقلاب که شور انقلابی خیلی زیاد بود؟!
از این گذشته این حرف بابونه عجیب تره که گفته فراری های از کشور «فقط نوع لباس پوشیدنشان فرق داشت و آنهم فقط در کراوات زدن» !!!!!! یعنی وابسته های شاه و رژیم قبلی و ساواکیایی که فرار کردن مشکلشون فقط کراوات زدن بود؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
مهندس میرحسین موسوی ، نامزد امروز انتخابات ریاست جمهوری در سالهای 1376 و 1384 نیز با اصرار و درخواست های مکرر هوادارانش برای حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری مواجه بود و در تاریخ 25 اردیبهشت 1384 در واپسین فرصت قانونی برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری نهم، با صدور بیانیه ای "اعلام انصراف" کرد.
به گزارش پارسینه، مهمترین فراز این اعلام انصراف، چیزی بود که میرحسین آن را "فقدان ابزار و امکانات لازم" برای تصدی مقام ریاست جمهوری نامیده بود، بعدها اخباری منتشر شد که نخست وزیر سابق از مقامات ارشد نظام، درخواست کرده بود مدیریت یکی از شبکه های تلویزیونی به وی واگذار شود، تا کاندیداتوری را بپذیرد.
اما اینک که میرحسین موسوی پا به عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری گذاشته است، سئوال مهمی که می تواند مطرح شود، این است که آیا درخواست و پیش شرط مهم میرحسین موسوی در سال 84 یعنی "ابزار و امکانات رسانه ای" ، امروز محقق شده است که نخست وزیر شصت و هشت ساله دهه شصت، پا به میدان گذاشته است؟
متن کامل بیانیه انصراف میرحسین موسوی در سال 1384 چنین است:
بسمه تعالي
انتخابات رياست جمهوري به مثابه بزرگترين صحنه حضور و اعلام راي مردمي ، نزديك شده است و همه ميدانند كه بخش مهمي از حساسيت اين رويداد به دليل نقش تعيين كننده و پراهميت مقام رياست جمهوري در نظام اسلامي ماست. بديهي است كه در عرصه اين گزينش بزرگ، كساني بايد داوطلب شوند كه علاوه بر شايستگيهاي فردي، متناسب با اين مسؤوليت عظيم از ابزارها و امكانات لازم جهت اداي حق اين منصب برخوردار باشند. حسن ظن و ابراز لطف اقشار مردم اعم از خانواده معزز شهدا و ايثارگران، روحانيت و طلاب، اساتيد، دانشجويان، دانش آموزان، رسانهها، شخصيتها، احزاب و گروههاي مختلف كه موجب دعوت آنها از اينجانب براي شركت در صحنه رقابت انتخاباتي شد از يك سو مرا منفعل كرد. از خداوند متعال مسالت دارم آن مقدار از كاستيهاي من كه از ديدگان هنرور و زيبابين آنان دور مانده است ببخشايد و در من جبران كند.
از طرف ديگر همين گمان نيك آنان تا واپسين ساعات مرا به تامل و تعمق چندينباره در اين موضوع واداشت. هرچه بيشتر در اين موضوع غور كردم دخالت خود در اين صحنه را درهم تنيده با مشكلات و پيچيدگيهايي يافتم كه نافي مصالح جمهوري اسلامي و ناقض نيتهاي پاك دعوت كنندگان از اينجانب است.
مضمون دعوتهاي اخير نشان ميدهد كه در ميان اقشار گوناگون ملت بزرگمان به ويژه اساتيد و دانشجويان، معتقدان به خط اصيل پير جماران به صورت يك سرمايه گرانقدر و قابل اتكا حضور قدرتمندانه خود را حفظ كرده اند. آنهايي كه بين عدالت و آزادي و بين حمايت مصرانه از آرمانهاي مردمي انقلاب و توسعه و همچنين بين اسلام و مصالح ملي تناقضي نمييابند. برخود لازم ميدانم، در اين فرصت از ابراز لطفهايي كه طي اين مدت نسبت به اينجانب شده است ، سپاسگزاري كنم و اطمينان دهم كه اين سرباز كوچك امام و انقلاب هركجا كه باشد از خيرخواهي براي نظام اسلامي و مردم بزرگوار كوتاهي نخواهد كرد، هيچ فرصتي را براي خدمت به آنان فروگذار نميكند و در اين راه تفاوتي ميان تلخ و شيرين و عافيت و مسؤوليت نميبيند.
ميرحسين موسوي
25/2/84 "
بايد توجه داشت كه دليل اصلي اين انصراف نامزدي آقاي موسوي نيست، بلكه همان دليلي است كه به واسطه آن آقاي خاتمي ماههاي متمادي درباره آن فكر و موضوع را سبك سنگين كردند و اين علت در دو هفته اخير بيش از گذشته نمود يافته بود، دليلي كه بارها جناب آقاي خاتمي از آن به هزينهبر بودن اين حضور ياد كردند؛ هزينهاي كه براي جامعه به مراتب از ادامه دولت فعلي در دور بعدي هم ميتوانست بيشتر باشد. بنابراين اگر از اين حيث انصراف بهدليل حضور آقاي موسوي به مساله نگاه كنيم، شايد اين تصميم اشتباه بود اما اين تصميم از زاويه دوم، آقاي خاتمي و مجموعه اصلاحطلبان را از مواجه شدن با اشتباهي بدتر در آينده نجات داد و تصميم عقلاني يعني همين....
محمد علی ابطحی در وبلاگ خود نوشت :
دیروز مسئولان ستادهای آقای خاتمی و جوانان گروه کمپین دعوت از آقای خاتمی و گروه ۸۸ و جمعی از دوستان با آقای خاتمی دیدار داشتند. طبعاً روز تلخ و سختی بود. کاندیدای پیروز انتخابات
در شرایطی که دیگر حتی افراطیترین لایههای جناح محافظهکار هم اعتراف ضمنی کرده بودند که باید خود را برای دوران خاتمی و اصلاحات آماده کنند
، انصراف داده بود.
پذیرش و قبول این انصراف برای کسانی که خودجوش این همه شور و اشتیاق را ساماندهی کرده بودند، البته که کار آسانی نبود. چند نفر در جلسه صحبت کردند. بعضیهایشان خیلی تند حرف میزدند و از انصراف آقای خاتمی ناراضی بودند. من هم صحبت کردم. گفتم تا دیشب ساعت ۱۱ در جلسه مجمع روحانیون چانهزنی میکردیم که آقای خاتمی استعفا ندهند؛ اما امروز که متن انصرافشان منتشر شده، خیلی شرایط فرق کرده است. درست است که خاتمی دیگر رئیسجمهور آینده نخواهد بود اما خاتمی برای جامعه و تاریخ ما سرمایهای خیلی بزرگتر از رئیسجمهو شده است.
بههر حال با ورود دیرهنگام آقای مهندس موسوی و حضور آقای کروبی، رقابت درون اصلاحطلبی شکل میگرفت و خاتمی به این دلیل بزرگ است که با اینکه هم خودش و هم رقبایش میدانستند که میتواند در مرحلهی اول، پیروز انتخابات شود انصراف داد. این خاتمی خیلی بزرگتر و و ارزشمندتر از خاتمی کاندیدا و حتی خاتمی رئیسجمهور است.
در این فضای پراحساس که البته قابل درک است، مبادا کاری کنیم که به دست خود، خاتمی بزرگ را کوچک کنیم. آخرین سخنران خود آقای خاتمی بود که صریحتر از همیشه چهار دلیل برای انصرافش مطرح کرد:
۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود
و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه میخواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم.
۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینهای شکل میگیرد که اعلام کنند اصلاحات خواستهی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم.
۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه میشود با مجموعهی قدرت در کشور روبهرو شد؟!
۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازیای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود.
در هر حال ما باید با واقعیتها کنار بیاییم. از این پس باید به کمک آقایان کروبی و میرحسین موسوی که در عرصهی کاندیداتوری باقی ماندهاند، شتافت. وقتی خاتمی پیروز
در انتخابات این چنین اخلاقمداری را به جامعه نشان داد، توقع از این دو بزرگوار فراوانتر است که تدبیر شرایط کنند تا راه برای محافظهکاران هموار نباشد.

مصدق در حال بوسه زدن بر دست ثریا همسر محمدرضا پهلوی
بعضيا كه خيلي ساده فكر مي كنن خيال مي كنن كه همين كه خاتمي بگه (اگه بگه) به فلاني راي بدين طرفداراش هم مي گن چشم قربان! اطاعت مي كنيم! و... حالا به اين خبر توجه كنيد:
سايت اصلاحات نوشته كه: يك موسسه معتبر نظر سنجي طي روزهاي گذشته با نظر سنجي از مردم تهران و برخي شهرستانها درباره اين پرسش كه «در صورت انصراف خاتمي از كدام نامزد حمايت مي كنيد» تحقيقاتي انجام داده است كه نتايج آن جالب توجه است .
مطابق اين نظرسنجي در تهران 57 درصد مردمي كه تصميم گرفته بودند به خاتمي رأي دهند ، به قاليباف گرايش دارند و اين درصد در كلانشهرهاي كشور نيز با 49 درصد به سود قاليباف است . به اين ترتيب به نظر مي رسد محمد باقر قاليباف با قطعي شدن انصراف خاتمي از انتخابات ، بخش مهمي از سبد آراي وي را به خود اختصاص داده است .
بنا به اين گزارش ، درصد حاميان خاتمي كه به قاليباف رأي مي دهند 57 درصد است و 29 درصد نيز به مير حسين موسوي گرايش دارند . مابقي نيز كه مجموعاً حدود 14 درصد حاميان خاتمي را تشكيل مي دهند از ميان گزينه هاي نظر سنجي ، گزينه هايي چون هنوز تصميم نگرفته ام ، در انتخابات شركت نمي كنم و يا مهدي كروبي را انتخاب كرده اند .
پريشان: به نظر ما اين خبرا بيشتر براي تحريك قاليباف به كانديداتوري ايجاد شكاف بين اصولگراها ساخته مي شه اما خيلي هم بي ربط نيست.
قائم مقام حزب اعتماد ملي با تاكيد بر اينكه خاتمي به نفع كسي انصراف نداده است، گفت: ماندن خاتمي در عرصه انتخابات به صلاح او و اصلاحطلبان نبود.
حجتالاسلام رسول منتخبنيا قائم مقام حزب اعتماد ملي در گفتگو با فارس با اشاره به انصراف سيدمحمد خاتمي از كانديداتوري در انتخابات گفت: معتقدم خاتمي با انصراف از حضور در عرصه انتخابات، اقدام بسيار منطقي و عاقلانهاي انجام داد چرا كه در شرايط فعلي از شخصيت خاتمي نيز همين اقدام نيز انتظار ميرفت.
منتخبنيا خاطر نشان كرد: ماندن خاتمي در عرصه انتخابات به صلاح خود و اصلاحطلبان نبود لذا وي تصميم به جا و درستي گرفته است.
قائم مقام حزب اعتماد ملي در خصوص انصراف خاتمي به نفع ميرحسين موسوي اظهار داشت: در بيانيهاي كه از سوي خاتمي منتشر شده است صحبتي از انصراف وي به نفع ميرحسين موسوي به ميان نيامده است بنابراين در بيانيه، وي به نفع كسي انصراف نداده است.
وي خاطرنشان كرد: اسلام به ما آموخته است كه شخصيتها را به خاطر اهداف و آرمانها بخواهيم و نه آرمانها را به خاطر شخصيتها، از اين رو مردم به دليل ميزان خدماتي كه كروبي، ميرحسين موسوي و خاتمي انجام داده اند به آنها احترام ميگذارند
قائم مقام حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: در آينده مشخص خواهد شد كه حاميان خاتمي گرد چه كسي جمع ميشوند چرا كه فضاي انتخابات فضاي آزادانه اي است لذا هر كس ميتواند كانديداي مورد نظر خود را انتخاب كند.
منتخبنيا اضافه كرد: تندروهايي كه در مقطعي به شدت از حضور خاتمي حمايت كرده بودند و حتي در مقطعي اعلام كرده بودند به غير از خاتمي به كسي راي نخواهند داد، اين انصراف خاتمي را تحمل خواهند كرد.
وي تاكيد كرد: ممكن است اين موضوع اشتباه را عدهاي مطرح كرده باشند ولي نبايد آنرا به پاي همه انداخت چرا كه تعداد آنها انگشت شمار است و آنها به اشتباه خود پي بردهاند و در صحنهها حاضر خواهند شد.
قائم مقام حزب اعتماد ملي ادامه داد: به هرحال خاتمي آن مقطعي كه اعلام حضور كرد با اختيار خود وارد اين عرصه شد و در حال حاضر نيز با اختيار خود از حضور در اين عرصه انصراف داد و اين موضوع از حقوق اجتماعي هر فردي است
بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه 26 اسفند ماه منتشر شد.
حجت الاسلام والمسلمین خاتمی در این بیانیه آورده است با وجود انصراف، به حضور فعال خود در صحنه برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات ادامه خواهد داد.
محوراین بیانیه "تصمیم اخلاقی فراتر از کسب قدرت"است و خاتمی با تاکید بر این اصل، کنارهگیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است.
در این بیانیه سید محمد خاتمی به حضور فعال خود در صحنه انتخابات و تلاش برای اجماع نامزدهای انتخاباتی تاکید دارد.
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرده است که همچنان برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، حضوری فعال خواهد داشت.
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است: