تبليغاتX
پریشان کازرون - سوتي!

 

بعضيا خودشونو خيلي زرنگ مي دونن اما همين آدما وقتي ضايع مي شن قيافشون خيلي ديدن داره! مثلا فرض كنين يكي جلو شما اظهار ارادت مي كنه و تحويلتون مي گيره اما پشت سر شما زاغ سياهتونو چوب مي زنه و شب نامه عليهتون پخش مي كنه و كلي بد و بي راه مي گه البته هميشه هم سعي مي كنه نشوني از خودش باقي نذاره اما يه روز يه دفعه لو مي ره و شما مي فهمين كه اي داد بي داد هموني كه به ما اظهار ارادت مي كرد هموني بود كه اين حرفا رو پشت سرمون مي زد؟!

القصه ما يه رفيقي داشتيم به اسم «مش فلان» (اينكه اسمشو داخل گيومه گذاشتيم نقل قول نيستا!) بعضي ها بهمون مي گفتن كه همين «مش فلان» ي كه تو فكر مي كني آدم خوبيه همونيه كه عليهت شب نامه پخش مي كنه! ما باورمون نمي شد تا اينكه «مش فلان» چند مدت پيش رفت مكه و شد «حاج فلان» اتفاقا بعد از برگشت از مكه اولين شب نامه اي که پخش کرد آخرش سوتي داده بود و نوشته بود كه خدا به مخالفاي ما هم توفيق بده برن مكه و توبه كنن، ما كه فلان تاريخ مكه بوديم و...

حالا ما مونده بوديم كه وقتي ديديمش (تا حالا توفيق نشده بريم ببينيمش) بهش بگيم حاجي حَجت قبول يا بهش بگيم بابا چرا اين همه بد و بي راه به ما مي گفتي اما بالاخره تصميم گرفتيم كه به روي خودمون هم نياريم. الان هم برادرش رفته مكه وقتي برادرش برگرده مي ريم زيارت برادرش حتما اونم اونجاست به اونم مي گيم حاجي حَجت قبول!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت توسط پریشان |